تبليغاتX
تاریخ سلماس

پس از كشته شدن نادر شاه ، سرداران وامرای وی از ابراهیم خلیل خان جوانشیر گرفته تا ابراهیم شاه افشار ادعای حكومت آذربایجان كرده و در این راه كوشیدند . آزاد خان غلجایی نیز كه تبریز را در تصرف داشت نیز خیال حكومت بر آذربایجان را داشت . نقی خان افشار حاكم اورمیه چون این خبر را شنید با هماهنگی با اهالی خوی وسلماس قشونی بیست هزار نفری جمع و آزاد خان را به نخجوان فراری داد. نقی خان افشار با شاهبازخان دنبلی حاكم خوی به تعقیب آزاد خان پرداخته و در جنگی كه در كناره های رود ارس رخ داد ابتدا افشار ها و سپس دنبلیها فرار كرده آزاد خان توانست به ترتیب خوی و سلماس و اورمیه را تسخیر كند .[13] بدین ترتیب  آزاد خان كه روز به روز استقلالش بیشتر می شد به فكر غلبه بر گرجستان افتاد. در اولین جنگ شكست خورد ولی در دومین جنگ گرجستان را به پرداخت خراج به آذربایجان متعهد شد .

تسلط آزادخان غلجایی بر سلماس سالها ادامه داشت تا اینكه در سال 1171 هـ محمد حسن خان قاجار طی نامه ای به شاهباز خان درخواست كمك به اخراج آزادخان غلجایی از آذربایجان را كرد.

 پس از پیوستن افشارها و دنبلی ها به محمد حسن خان قاجار در جنگی كه مابین طرفین در چمن دولامه اورمیه روی داد آزادخان شكست خورده و به حكاری فرار كرد و محد حسن قاجار افاغنه را به مازندران فرستاد. پس از كشته شدن محمد حسن خان قاجار ، آزادخان افغان با پانزده هزار كس از افغان و اكراد به قصد آذربایجان آمد كه دوباره شكست خورده به گرجستان گریخت.

كریم خان زند در سال 1176 هـ به خیال تصرف آذربایجان به اورمیه تاخته و پس از تصرف آنجا به سلماس حمله كرده و از راه سلماس به خوی رفت و آنجا را نیز ضمیمه حكومت خود كرده ابراهیم خان بغایری خراسانی را به حكومت سلماس منصوب كرد. قبلاً حكومت خوی و سلماس از آن احمد خان دنبلی بود. درسال 1184 درگیری بیگلربیگی اورمیه و خان خوی در كنار قره سوی خان تختی سلماس موجب صدماتی به اهالی سلماس شد. در سال 1195 خلیل خان جوانشیر «به اغوای رمل ملاپناه منجم قره باغ» قصد حمله به خوی و سلماس داشت كه این حمله ناكام ماند . گفتنی است ملاپناه مشهور به واقف صدراعظم‌خان قره‌باغ و یكی از چهره های باارزش ادبیات آذربایجان در سده هیجده و نوزده میلادی بوده است.

پس از كریم خان علیمراد خان زند ، جای وی را گرفت. از آن طرف نجفقلی بیگ خان تبریز با همدستی برادرزاده اش احمد خان ، خان خوی نامه ای به علیمرادخان نوشته وی را به آذربایجان دعوت كردند . از بس قدرت امام قلی خان افشار خان اورمیه در قلوب اهالی عراق عجم استیلا داشت كه به این دعوت اعتنا نداشتند . بالآخره علیمراد خان زند تصمیم گرفت با همكاری خوانین آذربایجان ، امام قلی خان افشار اورمی را سركوب كند .

چمن دیریش سلماس میعادگاه قشون احمدخان، خان خوی، علی خان افشار حاكم خمسه، احمد خان مقدم حاكم مراغه نجفقلی حاكم تبریز، صادق سلطان حاكم سراب. عباسقلی خان كنگرلی با جمعیت نخجوان و ایروان شده و پس از جمع شدن تمام قشون ، همگی با هم حركت كرده و از گردنه قوشچی سرازیر شده و « صحرای جبل و امام كندی و كنار بحیره شاهی  از جوشن لشكر دریای مواج می نمود». در جنگی سخت در پنج شنبه 18 ذی حجه 1197 امام قلی خان افشار شكست خورد و حكومت اورمی از جانب علیمرادخان زند به امیر اصلان خان افشار داده شد.

وی به محض رسیدن به اورمیه محمد قلی خان برادر امامقلی خان را از اورمی به سلماس فرستاد و در آنجا زندانی كرد . ابراهیم خان افشار جهت كسب حمایت احمد خان وارد خوی شده اوضاع اورمی را برای وی توضیح داد .در این رابطه احمد خان گفت امشب مهمان باشید « فردا نوشته آدم میدهم تا محمد قلیخان را از سلماس ببرید. ابراهیم خان گفت ما را حاجت به حكم و حمایت تو نیست بعون الله تعالیاین بگفت و با اشخاص مفصله سوار شده به دلمقان سلماس ایلغار نمود »و محمد قلیخان را آزاد كرد.

چمن دیریش سلماس در زمان حكومت حسنقلی خان پسر احمد خان دنبلی بر خوی و سلماس محل تجمع قشون آذربایجان برای جنگ با قشون خوی و سلماس بود . جریان از این قرار بود كه خان خوی از پرداخت مالیات به خان افشار خودداری كرده و این موضوع به درگیری انجامید كه پس از چندی حسینقلی‌خان تسلیم شد .( سال 1203 هـ .ق )

همچنانكه قبلاً اشاره گردید شهر سلماس به سبب اوضاع نا مساعد سیاسی و امنیتی متروك و مخروبه گردیده و آنچه كه در منابع «تاریخ اواخر صفویه و استیلای كریم خان زند و حكومت افشارها و سایر كتب مربوط به تاریخ آذربایجان » تحت عنوان سلماس ذكر می گردیدمحال سلماس بود نه شهر سلماس . بی‌شك اهمیت و شكوه و عظمت قبلی شهر سلماس سبب جاویدان شدن نام سلماس شده بود و گرنه صدها مورد تخریب و فراموشی نام شهر به كرات در هر دوره تاریخی ثبت و ضبط است.

میرزا حسن زنوزی ، كه از مشاهیر آذربایجان عصر فتحعلیشاه قاجار می باشد در كتاب ریاض الجنه در باره آبادانی دیلمقان می نویسد :

در این سنوات كه قریب چهل سال است به واسطه تسلط و عدل و داد حكام دنبلی ولایت سلماس دایر وآباد بلكه فخرالبلاد و اهالی همیشه بر الوار و اكراد غلبه تمام دارند و اكثر مردمش متمول و صاحب ثروتند و خدیو شهید سعید احمدخان (دنبلی ) قریه دیلمقان را باوری عظیمی كشید و آنجا را شهرچه ای ساخت و دكاكین و حمامات و مساجد و رباطات و عمارات عالیه در آنجا بنا نمود و اولادش هم در آبادی آنجا كوشیدند . در مقدمه استیصال خوی آنجا هم بالمره خراب و پایمال و اهلش دربدر و فراری شدند و دراین اوقات مردمش یكایك جمع می شوند … ».

بدین ترتیب آبادی دیلمقان حصاركشی شده و تقریباً در اوایل عصر قاجاریه به عنوان مركز ولایت سلماس انتخاب گردید . دیلمقان در سال 1229 هـ دارای 300 خانواده بوده ، حاجی زین العابدین شیروانی در زمان فتحعلیشاه سلماس را دارای حدود 1000 خانواده ذكر می كند.

آیا كهنه شهر امروزین همان  سلماس قدیم ( قلعه سلماس می باشد؟

نگارنده فرضیه یكی بودن كهنه شهر با سلماس قدیم را درست نمی داند زیرا:

1 ـ براساس نوشته های تاریخ نگاران و سیاحانی كه از سلماس دیدن كرده اند سلماس قدیم شهری مستحكم و دارای برج و باوری سنگی بوده و در جنگهای مختلف صفوی عثمانی از قلاع مستحكم منطقه شمرده می شد. با مراجعه به خاطرات افراد كهنسال منطقه، كهنه شهر قبل از زلزله  فاقد این استحكامات بوده است.

2 ـ در نقشه قدیمی كهنه شهرمندرج در كتاب  شهر من آقای  جلیلی، هسته اولیه كهنه شهر امام زاده مشهور شهر می باشد. این بنا بر اثر انتقال شهر پس از زلزله 1309 به سمت شرق در حاشیه شهر واقع شده است. شهر قدیمی سلماس با قدمت شهریتی حداقل 1700 ساله نمی تواند در اطراف امامزاده بنا شود. در هیچ منبع تاریخی نیز به وجود امامزاده در مركز شهر اشاره ای نشده است.

3 ـ شهر قدیم سلماس شهری مسلمان نشین بوده و بنا به استندات تاریخی در داخل قلعه شهر اقلیت مسیحی یا یهودی وجود نداشته كه كلیسا یا كنیسه‌ای هم در داخل شهر موجود باشد. عكس این مطلب در كهنه شهر قدیم دیده می شود كه شهر اختلاطی از تركان مسلمان ، مسیحیان و یهودیان بوده است.

4 ـ لهجه اهالی محترم كهنه شهر دارای ویژگیهای منحصر به فرد در زبان تركی آذربایجان است و حتی در میان تركی مردم شهرستان سلماس كاملاً مشخص و مجزاست. بافرض اینكه سلماس قدیم ، كهنه شهر بوده باید لهجه اكثریت اهالی سلماس لهجه كهنه شهری امروزین می بود نه اینكه لهجه اهالی كهنه شهر در میان اهالی سلماس امروزین جزیره‌ای زبانی باشد.

5 ـ سنّت دیرپای عاشیقی از سنن غیر قابل انكار تركان و اهالی آذربایجان می باشد. این سنّت در میان اهالی امروزین كهنه شهر دیده نمی شود.

6 ـ قبرستان بزرگ واقع در شمالغرب شهر كهنه شهر مربوط به بقایای قبرستان سلماس قدیم می باشد كه در جنگهای صفوی عثمانی نابود شد که در غرب قبرستان شهر واقع بود.

7 ـ در نوشته هایی كه این جانب از آرشیو های عثمانی بدست آورده و قسمتی از انها را در اختیار دوستان قرار داده ام سلماس و كهنه شهر یكی دانسته شده است. این اسناد مربوط به جنگ جهانی اول بوده و اشتباه نوِسندگان ارتش  عثمانی در این نقشه ها كاملاً محرز است چراكه در جنگ جهانی اول كه شاهدین این جنگ در منطقه هنوز هم كم نیستند هیچ زمان كهنه شهر ، سلماس نامیده نمی شد. مطالعات اینجانب در آرشیوهای عثمانی نشان می دهد كه كارمندان قدیم آرشیوها موقع تهیه گزارشهای جدید به تواریخ مختلف منطقه كه در سالهای قبل نوشته شده رجوع    می كردند. با مراجعه به تاریخ آذربایجان و احراز وجود شهر سلماس در زمانهای گذشته و كلمه كهنه شهر در حال حاضر ، آنان نیز  به اشتباه افتاده اند كه كهنه شهر امروزین همان سلماس قدیم میباشد. این اشتباهات در میان جغرافیدانان به کرات دیده شده است.

8 ـ آذربایجان در سلسله های مختلف معمولاً نقش هسته اولیه دولتها را بازی می كرد در دوره قاجاریه نیز آذربایجان از این امر مستثنی نبوده است. سلماس هم از شهر های معتبر آذربایجان و در سر حد آن قرار داشتبه فرض انتقال مركزیت شهر از سلماس قدیم به دیلمقان ، منابع تاریخی دوره قاجار كه كم هم نیستند و یا كتب تاریخی دولتی  مختلف كه در تبریز ، اورمیه و حتی خوی نوشته شده اند اطلاعی در این مورد به ما می دادند كه در اینباره هیچ نوشته رسمی و دولتی و حتی غیر دولتی درباره انتقال مرکزیت از سلماس به دیلمقان دست نداریم.

سلماس با ورود به دورة قاجار وارد موقعیت ممتازی شده علاوه بر تثبیت كامل ادبیات ،فرهنگ و هنر آذربایجان در سلماس موجب بارورتر شدن استعداد ادبا و شعرا و رجال سیاسی در عهد قاجار شد علیرغم این موقعیت زیبای فرهنگی و ادبی سلماس ، حوادث دردناكی در سلماس آنروزگار به وقوع پیوست كه اختصاراً به آنها اشاره می گردد

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 22:49 توسط جواد عیوضی |

 من به کمک یکی از دوستان در نظر داریم نرم افزار

کامل سلماس و آذربایجان را بهصورت کامل

 

تهیه کنیم از دوستان عزیز و همشهری های گرامی

تقاضا داریم هر کتاب در مورد تاریخ سلماس

دارید به صورت امانت در اختیار بنده قرار بدهید تا در

معرفی و آبادی سلماس عزیزمان فدمی

برداریم

+ نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 22:43 توسط جواد عیوضی |

ـ موقعيت ، حدود و وسعت شهرستان سلماس :

شهرستان سلماس با وسعت 312/2544 كيلومتر مربع ، حدود 87/6 درصد از سطح استان را به خود اختصاص مي‌دهد. اين شهرستان در محدوده ارتفاعي حداقل 1000 و حداكثر بيش از 3000 متر از سطح دريا قرار گرفته و شيب متوسط وزني آن ده درصد محاسب  گرديده است.

از سطح شهرستان 77/52 درصد اراضي كوهستاني و 12/14 درصد تپه‌ها و 11/33 درصد بقيه را اراضي دشتي و سيلابي و... تشكيل مي‌دهد. شهرستان سلماس در مختصات جغرافيايي 38 درجه و 11 دقيقه عرض شمالي و 44 درجه و 46 دقيقه طول شرقي قرارگرفته است.

 

ـ كوههاي شهرستان سلماس :

كوههاي شهرستان سلماس از نقطه نظر توپوگرافي در حقيقت ادامة سلسله جبال زاگرس مي‌باشد. از مرز شهرستان خوي به طرف شهرستان سلماس به صورت يك توده مرتفع منظم، مركب از توده‌هاي خارائي به سمت جنوب ادامه داشته و كوههاي مرزي بنام هراويل با ارتفاع 3409 متر ، شمليك داغ با ارتفاع 2844 متر و كوههاي كوزه رش، شوربداغ، دوشوان، سنيتال از جانب شمال غرب و جنوب اين شهرستان را احاطه كرده‌اند بطور كلي كوه‌هاي مرتفع اين شهرستان را كوههاي مرزي اين شهرستان با كشور تركيه تشكيل مي‌دهند و هر چه به طرف شهر سلماس نزديك مي‌شويم از ارتفاعات كاسته شده و حد فاصل آنها بعنوان پايكوه هراويل مي‌باشد. ارتفاع 3097 متر در كوه ساري‌داش در حد مرز سلماس و اروميه (اين ارتفاعات كه از جنوب غربي به شمال شرقي تا تمروخان تختي كشيده شده است) دشت سلماس را بوجود مي‌آورند.

         

        نمايي از كوه سه برادر (اوچ قارداشلار)

 

ـ دشت هاي شهرستان سلماس :

در شهرستان سلماس يك دشت واقع شده كه توضيحاتي ذيلاً ارائه مي‌نماييم.

دشت سلماس مساحتي برابر با 55000 هكتار است. منطقه دشتي سلماس از دامنه ارتفاعات غربي تا حواشي درياچه اروميه كشيده شده است و با داشتن رودخانه زولاچاي كه از ارتفاعات غرب واقع در مرز ايران و تركيه سرچشمه گرفته پس از طي يك مسير در راستاي جنوب غرب به شمال شرق از داخل دشت سلماس عبور نموده و به درياچه اروميه مي‌ريزد و باداشتن اين رودخانه و تغذيه جانبي از ارتفاعات آهكي منابع غني از آب دارد. ضخامت آبرفت در اين دشت به 200 متر مي رسد كه از مرغوبيت نسبتاً خوبي برخوردار است.

 نمايي از دشت سلماس 

ـ دره هاي شهرستان سلماس :

دره‌هاي سلماس به لحاظ خوش آب و هوا بودن و قرار گرفتن در مسير رودخانه‌ها و كنار باغات مورد توجه گردشگران و علاقمندان به طبيعت است.

 

 

ـ دره زولاچاي :

دره زولاچاي در شهرستان سلماس كه رودخانه زولا در آن جاري است مورد توجه اغلب علاقمندان به گذران اوقات فراغت كه خسته از محيط شهري هستند قرار مي‌گيرد.

منظره اي از درة زولا چاي

 

ـ دره دريك :

دره دريك كه رودخانه دريك در آن جاري است داراي چشم‌اندازهاي بديع و ديدني است و حيات‌وحش اطراف به‌خصوص آواي كبك‌ها و ديدن حيات‌وحش مردم را به اين منطقه كشانده و به تفريح مي‌پردازند.

 

ـ دره تمر :

دره تمر در جاده هشتيان كه به چمنزارهاي دامنه كوه پير چاوش و زولا ختم مي‌شود از مناطق خوش    آب و هواي سلماس بوده و در حقيقت تفرجگاه اصلي اين شهرستان محسوب مي‌گردد.

 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 12:30 توسط جواد عیوضی |

 

با پایان یافتن جنگ جهانی اول و جنایات جیلو ها سميتگو رئیس عشایر شكاك در اورمیه و سلماس علیه دولت مركزی قیام نمود. این عصیان با كشتار مردم سلماس و اورمیه ادامه یافت. اذر 1298 با حمله اكراد به قره قشلاق جنگ بزرگ لكستان شروع وبا شكست اهال لكستان سلماس تمام شد. در این جنگ صد ها نفر از اهالی لكستان كشته و زخمی شدند. دولت برای تادیب اكراد اردویی به سلماس فرستاد كه این عملیات با مذاكرات صلح بین طرفین به اتمام رسید. در اذر سال 1299 دوباره اردویی به فرماندهی امیر ارشد به سلماس آمد كه این اردو با كشته شدن امیر ارشد دست خالی به تبریز برگشت. مرداد 1301 شمسی در واقع شكست سميتگو از قوای دولتی بود كه منجر به فرار سميتگو به كوههای مرزی با تركیه و عراق گردید. سميتگو تالش نمود در سالهای بعد دوباره به غرب آذربایجان هجوم آورد ولی كاری از پیش نبر . وی در سال 1309 در اشنویه كشته شد.

در سال 1305 پادگان سلماس شورش نموده و فرمانده پادگان را به قتل رساندند. این ماجرا نیز با اعدام سربازان خاطی پادگان سلماس به اتمام رسید.

        زلزله ای كه بزرگی آنرا 5/5 = M درجه برآورد كرده اند سلماس را در ساعت 10 صبح تكان داده و باعث خرابی چند دكان و خانه شده تقریباً پانزده نفر تلف شدند و قسمتی از اهالی شهر را تخلیه كردند. روستاهای هفتوان، كوچه میش و كلشان تخریب شدند در هفتوان، چند خان به كلی فرو ریخته و یك زن با یك كودك زیر آوار ماندند.  در كوچه‌میش و كلشان تقریباً تمام خانه ها تخریب و در هر كدام یك نفر كشته شدند. در روستاهای دیگر سلماس آسیب ها كمتر بود مثلاً در كهنه شهر ، پته وئر (Pata ver ) سارنا، پیه جوك (Payajuk )چند خانه فرو ریخت و بیشتر انها ترك خوردند در دیگر روستاها نظیر ملحم، اؤله، خسروا، دیریش و مغانجیق بیشتر خانه ها ترك خوردند . كمی دورتر از رو مركز زلزله كه آن را بربریان (1977) و بولتن مؤسسه ژئو فیزیك 15/38 درجه شمالی و 75/44 درجه شرقی (منطقه تمر، شورگل ) برآورد كرده اند. در روستاهای حبشی ، افتاخانا ، یاوشانلو ، عه یه ن ،و سنجی  تنها چند دیوار ترك خوردند . این زلزله كه در حقیقت پیش زلزله اصلی زلزله مهیب سلماس بود این اثر را داشت تا به مردم سلماس و روستاهای اطراف هشدار ترك خانه ها را بدهد و بدینسان جان خود را از زلزله های احتمالی نجات دهند. در این میان نقش فرمانده سربازخانه سلماس چشمگیر بود . فرمانده پادگان سلماس ضمن هشدار به مردم سلماس ار بابت نخوابیدن در زیر  سقف سنگین خانه ها تمام سربازان پادگان سلماس را به حالت آماده باش در خارج پادگان نگه داشته بود كه آمادگی و كمك این سربازان در فردای آن زلزله تحسین برانگیز بود . این زلزله در بولتن مهم زلزله نگاری جهان درساعت هفت و سه دقیقه و بیست و دو ثانیه به وقت جهانی و حدود ساعت ده صبح به وقت محلی ثبت شده است. پانزده ساعت بعد در نیمه شب همان روز زلزله ای باقدرت خیلی بیشتر از اثر این زلزله ، سلماس را بكلی تخریب كرد.

    1930 م (7مه)(سلماس): این زلزله كه بزرگی آنرا بربریان (1974) 4/7 =M و مؤسسه ژئو فیزیك 2/7= M  برآورد كرده است یكی از مخربترین زلزله های آذربایجان و شاید منطقه خاورمیانه می باشد بطوریكه سال 1930 م در تاریخ زلزله شناسی بنام زلزله 1930 سلماس ثبت شده است . پانزده ساعت پس از پیش لرزه سلماس در نیمه شب سه شنبه یا در حقیقت بامداد روز چهارشنبه 17 اردیبهشت زلزله اصلی در آن واحد موجب تخریب كامل دیلمقان  dilmgan و حدود شصت روستا در دشت سلماس و منطق حاشیه آن شد . دامنه آسیبها از دشت سلماس به دهستان قوطور و مسیر علیای زاب در تركیه كشیده شده بود و موجب كشته شدن 2500 تا 4000 نفر در سلماس شد .

        پس از استقرار آرامش در سلماس ، شهر جدیدی در یك كیلومتری دیلمقان – بر محل فعلی شهر سلماس با نقشه صحیح شهر سازی و مهندسی و بصورت شطرنجی مهندس اسداله خاورزمین احداث و به هر یك از اهالی شهر ویران شده سلماس قطعه زمین مناسبی جهت خانه سازی و اسكان داده شد.

1 – كلیسای هفتوان

2 – تپه قبرستان حق نظر وردان

3 – تپه حمزه كندی

4 – خرابه های شورگل

5 – قبرستان قدیمی آخته‌خانه

6 – قبرستان قدیمی مسحیان

7 – تپه شوریك

8 – كلیسای قدیمی وانگ

9 – كلیسای قدیمی

10 – كلیسای قدیمی قزیلجه

11 – آثار باستانی كوه پیرچاوش میناس

12 – كلیسای قدیمی ماریعقوب (ماریاتوس)

13 – محوطه باستانی هدر

14 – تپه آوب روستای هدر

15 – تپه تمر

16 – محوطه شهر قدیمی دیلمان

17 – قاباق تپه

18 – محوطه باستانی گرنوگوگ (كوه نخود)

19- قلعه های باستانی قارنی یاریخ، هوده ر، كافیر قلعه، زینجیر قلعه

20 – گؤل كهنه شهر

21-مقبره همسر تاج الدین علیشاه در دلیمقان

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 12:16 توسط جواد عیوضی |

 

از اوایل قرن بیستم، ارامنه متعصب شروع به تحركات خشن نموده و در سال 1905 م جنگ سراسری بر علیه مسلمانان قفقاز شروع كرده و مشغول پاكسازی منطقه‌ای كه آنرا "ارمنستان بزرگ" می‌نامند؛ كردند. علیرغم سركوب سریع این شورش، افراطیون ارمنی تا شروع جنگ جهانی اول (1914 م) گهگاهی به فالیتهای ضد اسلامی دست زده و هراز چندگاهی به اعمال تروریستی می‌پرداختند. تا اینكه با شروع جنگ حهانی اول، ارامنه ساكن عثمانی و سایر مناطق اسلامی نیز وارد دسته‌بندی‌های سیاسی – نظامی منطقه شده و با ورود به اتحادیه ضد اسلامی، روس، انگلیس و فرانسه، علیه دولت اسلامی عثمانی دست به اقداماتی زدند كه شرح جزئیات، در كتاب "تاریخ ارمنستان" هراند پاسرماچیان، به وضوح مشهود است.

اقدامات تحریك‌آمیز ارامنه اگرچه نتوانست در سرنوشت نهایی جنگ تاثیری بگذارد ولی تا حدی فكر قشون عثمانی را به خود مشغول كرد. بنابراین دولت عثمانی ابتدا به جمع‌آوری اسلحه ارامنه عثمانی پرداخت تا از این اسلحه‌ها علیه عثمانی استفاده نشود. سپس چون این اقدام كارساز نسد؛ شروع به انتقال ارامنه به پشت جبهه‌های جنگ نمودند. در این حین جمع كثیری از آنها كه درصدد پیكار با عثمانی‌ها در جبهه متحد با روسها بودند شكست خورده به روسیه و یا آذربایجان (مناطق غربی آن اورمیه، سلماس، سولدوز) كه آن زمان در اشغال روسها بود فرار كرده و از طرف مردم آذربایجان علیرغم شرایط سخت جنگی، پناه داده شدند و مردم آذربایجان با این رفتار خویش دیگر بار روحیه نوع پروری و انسان دوستی خود را - علیرغم دشمنی ارامنه با آنها-  نشان دادند.

با ورود مسیحیان (مركب از ارامنه و آسوری‌ها) به اورمیه و سلماس عملا صدهزار نفر مسیحی وارد آذربایجان شد و تركیب حاكم بر منطقه كاملا به نفع مسیحیان عوض گردید. كنسول روس در ارومیه (نیكیتین) همراه با نمایندگان سیاسی فرانسه و انگلیس ومسیونرهای ظاهرا مذهبی از افراد تحت‌الحمایه مسیحی خویش، قشون مسیحی به استعداد 4 گردان تیرانداز آسوری، 2 گردان تیرانداز ارمنی با چهارتوپ كوهستانی، سیصد سوار، یك گروهان مسلسل و یك سرویس تلگرافی تشكیل دادند.

قشون مسیحی استقرار خویش بر قسمت غربی آذربایجان  را با كشتار اهالی در روز آخرین چهارشنبه سال 1297 شمسی اعلام كرده و پس از سه روز كشتار مردم و تسلیم اهالی اورمیه پایان یافت. پس از چند روز سلماس نیز به تصرف مسیحیانن كه در آذربایجان آنها را "جیلو" می‌نامند؛ درآمده و مسیحیان شروع به تصفیه قومی منطقه از ترك مسلمان به مسیحی كردند. كه خوشبختانه مصائب و مشكلات مردم اورمیه بیش از چهار – پنج ماه طول نكشیده و قشون عثمانی آزادسازی مناطق غربی آذربایجان را وجهه همت خویش قرار داده و در تابستان سال 1298 شمسی، مسیحیان، سلماس و اورمیه را طی جنگ با عثمانی ها تخلیه و به سوی بغداد – محل استقرار انگلیسیها – متواری شدند.

در این فاجعه هولناك انسانی ، بیش از یكصدهزار نفر آذربایجانی در اورمیه و سلماس و سولدوز و قوشاچای توسط ارامنه و آسوری‌ها قتل عام شدند. حال پرسش اینجاست كه آیا 24 آوریل، سمبل كشتار مسلمانان اورمیه و سلماس می‌باشد یا ارامنه مهاجم؟

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 12:30 توسط جواد عیوضی |

 

حمدالله مستوفی در سلماس اشاره می كند كه سلماس یكصد سال پس از حمله مغول بدست تاج‌الدین علیشاه جیلان تبریزی مرمت شده و دورش هشت هزار گام است. علاوه بر این یك پل و راه های متعدد به امر وی ساخته شد و سلماس روی آبادانی دید.

مقبره ای كه تا قبل از سال 1309 (زلزله) در سلماس در اراضی كهنه شهر امروزی  قرار داشت مقبره میره خاتون زن تاج الدین علیشاه بود. گرچه شكل ظاهری این مقبره شباهت تامی به آثار سلجوقی دارد ولی « هرتسفلد معتقد است كه برج سلماس مقبره دختر امیرارغون خان رادكا نی است كه به زنی وزیر تاج الدین علیشاه جیلانی در آمده بود و تاریخ آن 700 یا 710 هجری است.

نهر علیشاه Əlişə  كه از نزدیكی سلماس كنونی می گذرد نیز از اقدامات مؤثر تاج الدین علیشاه برای مرمت سلماس تخریب شده به شمار می رود.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 13:49 توسط جواد عیوضی |

 

اشکانیان سرزمینهای متصرفی خود را به صورت ملوک الطوایفی یا فدرالیته اداره می کردند و همین امر هم سبب شد با تضعیف حکومت مرکزی سرزمینهای تابع این امپراطوری دم از استقلال بزنند. سرزمین آذربایجان از زمره این سرزمین ها بود. با کشته شدن اردوان در سال 224 میلادی امپراطوری اشکانی متلاشی گردید ولی تیرداد نامی که خسرو اشکانی نیز نامیده می شود توانست حکومت و استقلال آذربایجان را حفظ نموده و با رومیها پیمان دفاعی ببندد. اردشیر موسس ساسانیان به تدریج دایره حکومت خود را از استخر فارس گسترش داده به مرزهای آذربایجان رسیده و به فکر تصرف آذربایجان افتاد. از دیگر سوی از رومیان خواست آسیا و مناطق سوریه و عراق را تخلیه نمایند . بعد از عقب نشینی قشون روم ،خسرو اشکانی شاه آذربایجان در برابر اردشیر تنها ماند ولی با این همه دست از مقاومت برنداشت. و به ادعای گیبون ،این مقاومت بیش از سی سال تمام به طول انجامید. با توجه به سی سال مقاومت خسرو، احتمالاً تصرف آذربایجان در سال 262 میلادی یا 263 میلادی انجام شده است. جکسن نیز معتقد است تصرف آذربایجان در سال 230 میلادی انجام شده است. اردشیر که نزدیکیهای سلماس رسیده بود سرمست از این پیروزی دستور حکاکی نقشی که حاوی نقش خود اردشیر و پسرش و دو تن از سران محلی که به احتمال زیاد سران آذربایجان باشند داد. این نقش در کوه «پیرچاوش» نزدیکی آبادی «خان تختی» سلماس حک شده است. این نقشها که در ارتفاع حدود 30 متری حک شده است متشکل از دو سوار و در پیاده است. سواران پادشاهی هستند که ظاهراً ایشان را در حال گرفتن تاج از دست پیادگان نشان می دهد. از مهمترین وقایع این دوران،حمله یولیانوس امپراطور رم به آذربایجان در 323 م و تصرف سلماس توسط قوای رومی می باشد. نیروهای رومی پس از تصرف سلماس به تاراج آن پرداختند.با مطالعه نوشته های رومیان درمی یابیم سلماس در آن دوران از طرف رومیها "جیلیا کوموس" نامیده می شد. که به مفهوم سرزمین آباد پر غله می باشد. از مهمترین حوادث پس از تصرف آذربایجان توسط ساسانیان ورود تركان خزر و تركان هون به آذربایجان و سلماس می باشد كه در تاریخ و تمدن و فرهنگ امروزین سلماس نقش فراوان دارند . امروزه زبانشناسان میدانند كلمة هؤده را تحریفی از كلمه خزر می باشد . حفاری های باستان شناسی در تپه هفتوان سلماس آثاری از این دوران را به نمایش می گذارد كه جالب ترین آنها دو عدد آینة شیشه ای بی نظیری است كه از گورهای ( كورقان ) اوایل دورة ساسانیان در سلماس كشف شده است . این اشیاء امروزه در موزه بریتانیا نگهداری می شود. با ظهور اسلام ، سلماس وارد دوران نوین تاریخ و فرهنگ خویش گردید . آذربایجان قبل از شکست نهایی ساسانیان به تصرف اعراب در آمد چرا که عُمر در سال 19 ﻫ . ق عتبه بن فرقد سلمی را را به موصل فرستاد و سال بعد وی سلماس و اورمیه و خوی را تصرف کرد. بلاذری می نویسد: «معانی بن طاووس از پیروان اهل موصل روایت می کند اورمیه را نیز ﻋﺘﺒﺔبن فرقد هنگام جنگهای موصل فتح کرد و خراج آن چندی به بیت المال موصل ریخته شد و هم این چنین بود حال حور و خوی و سلماس. معانی می گوید: ﻋﺘﺒﺔ اورمیه را زمانی گشود که ولایت آذربایجان داشت و اللهُ اعلم.»[2] در سایة این دین نوظهور ، سلماس صدها شخصیت علمی ، ادبی و دینی به جامعة گستردة اسلامی تقدیم نمود كه دراین نرم افزار به بیوگرافی عده ای اشاره خواهیم كرد . در سال 20هـ . ق سلماس به تصرف عتبة بن فرقد سردار عرب در آمده و متعاقب آن جمع كثیری از اعراب مسلمان وارد سلماس و آذربایجان شدند . با اینحال زبان عربی علیرغم داشتن پشتوانة قوی مذهبی ، نتوانست به زبان تركی مردم آذربایجان فائق آید ولی طبیعی است آثار خویش را به عنوان مبادلة دوفرهنگ در زبان تركی نشان داد كمااینكه این آثار در زبان عربی نیز دیده میشود . با این حال كم كم زبان و فرهنگ عربی در میان فرهنگ تركی حل شد ، بطوریكه امروزه هیچ اقلیت عربی در آذربایجان دیده نمی شود . همزمان با قیام بابك ، سلماس و قلاع اطراف آن به تبعیت وی در آمدند و بدین ترتیب بابك و مردم آذربایجان به مدت حداقل بیست سال متمادی در برابرقشون اعراب به مقاومت پرداختند ، لیكن این امردیری نپایید و بابك توسط اعراب دستگیر و بعداً كشته شد . صد سال پس از قیام بابك دوباره آذربایجان سعی در استقلال از بغداد نمود . در این كوشش ها سلماسیان نیز نقش فراوانی داشتند . در تاریخ می بینیم سلماس گاه به تصرف سالاریان ،گاه به تصرف حمدانیان در می آمد

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 13:20 توسط جواد عیوضی |

 

نوشته : دوست عزیزم علي اسماعيلي

اقتصاد سلماس و تاثیر آن بر آذربایجان غربی

با بررسي هريك از مناطق و شهرستان هاي استان آذربايجان غربي  به اقتصاد تاثير گذار شهرستان  مرزي سلماس در استان آذربايجان غربي مي رسيم . با تجزيه وتحليل هر يك از عوامل تاثير گذار بر اقتصاد استان به عواملي چون : همجواري اين شهرستان با كشور تركيه ( اروپا ) ، راه ارتباطي از طريق راه آهن رازي سلماس و وجود خاك حاصل خيز در دشت سلماس ،  كم مسافت ترين راه مركز استان آذرباجان غربي با مركز استان آذربايجان شرقي كه در پايين به بررسي هر يك از اين عوامل به طور مختصر مي پردازيم .

 

اقتصاد - سلماس نگين آذربايجان

 

1.     وجود 64 كيلومتر مرز مشترك با كشور تركيه و فاصله كم با مرز با عث تبادل غير قانوني كالا گرديده  است كه براي حل اين مشكل دولت به فكر ايجاد منطقه آزاد تجاري بوده  كه از سال 1375 تا به حال شاهد راه اندازي آن نبوديم .

2.    افتتاح بازارچه مرزي كوزه رش يكي از عوامل تاثير گذار در جذب بيكاران و جذب سرمايه از كشور هاي خارجمي باشد كه ده ها سال است شاهد وعده ي راه اندازي و افتتاح آن هستيم .

3.   با توجه به اين كه آخرين ايستگاه راه آهن جمهوري اسلامي ايران در شهرستان سلماس قرار دارد و تنها مسير ريلي و مواصلاتي كشور ايران با اروپا مي باشد ايستگاه مذكور نياز مند افتتاح و راه اندازي شعبه گمرگ و امكانات رفاهي و برقي كردن مسير ريلي سلماس تبريز مي باشد كه تا به حال اقدام اساسي صورت نگرفته است .

4.    وجود خاك حاصل خيز و آب مناسب براي كشاورزي و توليد ميوه هاي صادراتي مانند سيب – هويج -گندم منطقه را براي ايجاد كارخانه هايي همچون آرد سازي ، كنسانتره  و كارخانه هاي بسته بندي استاندارد مهيا نموده است .  

5.    گسترش امور دامي و دام پروري و دارا بودن شير مرغوب دراستان مسئولين و سرمايه گذاران را به ايجاد مراكز كشت و صنعت در سلماس ترغيب مي كند .

6.    با افتتاح پل شهيد كلانتري اقتصاد شهر سلماس با سوالاتي رو به رو مي شود  . نظير ، آيا مسافران اروميه تهران و بالعكس  از مسير سلماس مسافرت مي كنند ؟ جواب اين سوال واضح و روشن است نخير . شايد صرفه جويي در مصرف انرژي و وقت مهمترين جواب اين سوال مي باشد .

7.     وجود هنر هاي همچون قالي بافي در منطقه سلماس يكي ديگر از عوامل مي باشد .

 

+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 13:44 توسط جواد عیوضی |

طبیعت چند گونه ، كوههای سر سبز و پر آب سلماس سبب شده  است در هزاره های قبل از میلاد این شهر مأ وای گروهی از انسان ها ی باستانی شود كه دانشمندان توانسته اند ، با اكتشافات و مطالعات باستانشناسی خود حضور انسانهایی از نوع نئاندرتال پیشرفته را در كوهها و غارهای نزدیك به سلماس ثابت كنند . مثلاً پروفسور كارلتون س : كوون در سال 1919 م طی تحقیقاتی غارهای " تام تاما " و " داوارزاغاسی " كه در كوهستانهای نزدیك سلماس است را مكان اولیه استقرار بشر در دهها هزار سال قبل اعلام نماید .

در نزدیكی روستای اجواج 16  كیلومتری جنوب غرب سلماس آثاری از انسانهای اولیه وجود دارد كه نشاندهنده اسكان انسانهای اولیه در منطقه سلماس می باشد. این آثار كه بر روی صخره های آذرینی كه سمتشان به سوی شرق می  باشد نقش شده عموما قوچ و بزهای كوهستانی با بدنهای كشیده می باشد كه غالبا به صورت خطوط دراز كشیده شده است كه در صورت تایید كشیده شدن این آثار توسط انسانهای اولیه میتوان این آثار را به دوره پالئولیتیك میانی(حدود 35 تا 150 هزار سال قبل )منتسب دانست.

در پای این كوه وجود باریكه ای آب اسكان دائم انسانهای اولیه را در كوهها و غارهای منطقه سلماس و آذربایجان نشان می دهد. بنا به تحقیق باستانشناسان انسانهای نخستین ساكن آذربایجان تا پیش از اواخر دوره میانی و اوایل نو سنگی غالبا در كوهها میزیستند و در حدود هزاره های 5-9  ق.م به تدریج به دشتها سرازیر شده و به احداث روستاهای كوچك پرداختند. روستای قرار گرفته در  اهروان سلماس یكی از این روستاهاست.

از دیگر سو حیات فرهنگی مردمان با ستان سلماس با مطالعات باستانشناسی در تپه های باستانی سلماس به كرّات تأ یید شده است ، باستان شناسان توانسته اند دریا بند كه قدیمی ترین دهكدة باستانی در خاور میانه در سلماس قرار دارد آنهم با قدمتی در حدود نه هزار ساله قبل از میلاد . از دیگر سو این دهكده یك مكان صنعتی قدیمی تمدن آذربایجان نیز بوده بدین نحو كه مردم باستان ساكن این دهكده یازده هزار ساله با وارد كردن نوعی سنگ خاص به نام اوبسیدین از معادن نزدیك سلماس آنها را تبدیل به آلات و ابزار برنده جنگی كرده و از آنها استفاده یا گاهاً به سایر مناطق صادر می كردند .

 وجود شواهدی از قبیل اوبسیدین های برّ ان در منطقه هؤده ر " كور اوغلی قالاسی " نشان دهندة استقرار تمدنی هم سطح با كول تپة یازده هزار سالة سلماس " mezolitic " در سلماس می باشد .

به تحقیق اولین قوم مشخص در سلماس اقوام سومری بودند كه به استناد كاوشهای اخیر باستانشناسی و همچنین بررسی كتیبه های مختلف سومری های ساكن بین النهرین ، بانی تمدن بسیار مشهور و سرتاسری اره ته / آراتا در پنج شش هزار سال قبل آذربایجان بودند . اولاد سومریان پروتوتورك ( تركان باستان‌) ساكن در آذربایجان و سلماس بعد ها تمدن عظیم سومری بین النهرین را بوجود آوردند برطبق مطالعات و تحقیقات زبان شناسان كلمة اره ته/ آراتادر زبان تركی باستان به معنی كوه و مكان مرتفع می باشد . بعد ها در تاریخ سلماس اقوام هورری كه از خویشاوندان نزدیك سومری ها بودند و در پرورش اسب معروفیت داشتند و سپس گوتی ها و تركان آس كه نام "سلماس" از این نام مشتق شده است همگی در سلماس قدیم موجد تمدن بسیار پیشرفته در اعصار خیلی قبل حدود چهار پنج هزار سال قبل بودند.

در دوران بعد اقوام و قبایل ساكن آذربایجان به دنبال تهاجمات آشوریها برای مقابله با این دولت خونریز و تهاجم دولت عظیم ، متمدن و با سازمان اورارتو را  در سه هزار سال قبل بوجود آوردند كه در سایه اقدامات این حكومت ، سلماس كه آنزمان‌ اوْلهو نامیده می شد توانست به حد اكثر پیشرفت  زمان خویش برسد . آب رود خانه زولا و دیگر شعبات آن به وسیله كانالهای آب به كشتزار های تاك و باغهای میوة پرباركشیده شد. زمینهای پهناور به چراگاه تبدیل شدند ، اشتران و چهار پایان آن در سراسر جهان آوازه یافت . انبار های غله بزرگ احداث شد كاخ شاهی اوْلهو " سلماس" در كنار رود زولا ساخته شد و دیوارهای سنگی برای محافظت از شهر اوْلهوبر پیرامون آن كشیده شد . در سایة مطالعات دانشمندان ، امروزه می دانیم كه ساكنان آن روزگار آذربایجان در دوران اورارتوها " حدود سه هزار سال قبل ) ابداع كنندة فن برای دستیابی به آب می باشند .

شهر و مدنیت وسیع اوْلهو در اثر حمله دولت آشور نابود گشت و دیوار های سنگی شهر به ضرب كلنگ وشمشیر چون كوزه گلین ویران و با خاك یكسان شد. ضربه وارده به پایتخت دوم اورارتو ( سلماس یا اوْلهو (اوْلخو )) به قدری سریع ، سخت و گیج كننده بود كه تا صدها سال بعد شهر سلماس نتوانست آسیب های ناشی از این ضربات را جبران نماید ، بطوریكه بعدها شهر سلماس به احتمال قوی در دوران حكومت آذربایجان ( سلسله آذربایجان ) روی آبادانی به خود دید

امروزه محققین دخمه های موجود در «قارنی یاریق»، «ﻫﺆدر»، «دئریک»، «زنجیر قالا»و چهریق و آثار مختلف قلعه های خان تختی،کاظم داشی «ﮔﺆیرچین قالا» را کلاً آثار اورارتویی می دانند. کئوپورتر انگلیسی برای اولین بار توانست اورارتویی بودن آثار زنجیر قالا در تمر را نشان دهد.

سیستم آبیاری اورارتویی در منطقه سلماس  ( دو- سه هزار سال قبل)

در منطقه سلماس كه در آن زمان جزو آبادترین نقاط دولت اورارتو محسوب می شد و ایالت سانقی بوْتو نامیده می شد آب رودخانه زوْلا و دیگر شعبات كوچك آن بوسیله كانالهای آب به كشتزارهای انگور و باغهای میوه و مزارع غلّه كشیده شده بود. از سوی دیگر قناتهایی نیز برای جمع آوری آبهای كوهستان برای استفاده در دشتهای آذربایجان احداث شده بود. امروزه اورارتوها یعنی مردمان باستان آذربایجان را ابداع كننده فن قنات برای دستیابی به آبها می دانند و محققین می دانند  كه این  اورارتوها یعنی اجداد آذربایجانی ها  بودند كه به پارس ها هنر معماری ، استفاده ازآهن و تكنیك قنات راآموخته اند.[1]

در تاریخ اورارتوها به گزارشات مربوط به آبادانی سانقی بوْتو  «مسیر بین سلماس از طریق گؤنئی» برمی خوریم. بر اساس این گزارشات ، آب رودخانه ها به مصرف باغات و زمین های كشاورزی رسیده و مسیر بسیار خرم و سرسبزی بوجود آمده بود كه این سیستم آبیاری و سرسبزی منطقه در اثر حملات آشوریها نابود می شود.

عامل ائتنیکی مهم دیگری که در سلماس بطور بارزی درخشیده اقوام ساکایی می باشند که با استناد به منابع تاریخی مختلف می توان دریافت آلپ ارتونقا یا افراسیاب مندرج در شاهنامه خاقان انها بوده و عاقبت در کوران کشمکش های سیاسی در جزیره در دریاچه اورمیه دستگیر و سپس کشته شده است.

به احتمال بسیار زیاد محل گرفتاری وی جزیره «کاظم داشی» می باشد که سابقاً «قیریخ لار» نامیده می شد. این نکته که «کاظم داشی» یا «قریخ لار» همان محل اختفای آلپ ارتونقا (افراسیاب) بوده می تواند کاملاً واقعی به نظر برسد چرا که سابقاً مردم برای زیارت به این صخره بزرگ می آمده،در آن شمع روشن کرده ، نذر می داده و به قدر یک محل مقدس ارزش و احترام داشت.

امروزه نقشهای مختلف حیوانی در روی فرشها،گلیم ها و زیور آلات مختلف در آذربایجان را یادگار مدنیت ساکاها می دانند.

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 14:1 توسط جواد عیوضی |

سلماسیم
دوغدوغوم بؤلگه نین سلماسدیرآدی
بال دادان آلماسی قئیماغین دادی
اولسام هر هایاندا شیریندیر یادی
نه قده
¬
ر من وارام بسله رَم اونو
جننتده یاشارسام سسله
¬
رَم اونو .
اوغلانی
¬
وار ایگید قیزلاری گؤزل
تاریخی اون مین ایل بوگوندن اَزه
¬
ل
یازیبدی تاریخین اَیری یوخ دوزاَل
اوچ قارداش تک
¬
داغی زولاتک چایی
تاریخده
¬ کول¬
تپه اولوبدور پایی
من اؤزگور اوغلویام اونوندورجانیم
هر واریم ثروتیم شهرتیم شانیم
یولوندا سوروشسون دان ساعات آنیم
آباد اول سلماسیم یوز مین ایل یاشا
قوی بئله شوهرتین دونیانی آشا.

                                                                           

                                                                                علی حق نظری صدقیانی ( اوزگور )

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 18:32 توسط جواد عیوضی |